- ارزش ازدواج
« رفتار و عمل آدمی را می شود با آثار آن ارزیابی کرد، و می شود با انگیزه و نیت و هدف و جهت آن به ارزش رسید. از آنجا که کارهای انسان در بینش و دل آدمی ریشه دارد و در جامعه و هستی اثر می گذارد، می توان به این هر دو عامل ارزیابی توجه نمود.
دو عمل مساوی از دو نفر آدم، مثل دو ازدواج، دو انفاق و احسان و حتی دو شهادت، برابر نیستند. کسی که به خاطر خستگی از دنیا به شهادت روی می آورد با کسی که با فراغت و آزادی و حتی با اشتیاق ها و علاقه ها روی می آورد برابر نیستند. »
- آثار ازدواج
« در نگاه قرآنی ازدواج همسران با اثر سکن و آرامش ( و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجا لتسکنوا إلیها ... روم،21 )، با اثر لباس و پوشش ( هن لباس لکم و أنتم لباس لکم ... بقره،187 ) و با اثر حرث و بهره برداری ( نساء کم حرث لکم ... بقره، 223) آمده است. »
« این درست است که در فرهنگ های آزاد غربی و شرقی با برخوردهای آزاد، گره ها به گونه ای دیگر گشوده می شود و خانواده شکل نمی گیرد، ولی آن وقت که خانواده شکل می گیرد، سرد و خاموش و حتی سیاه و مصلحت آلوده است...»
« نکته ی دوم، لباس و پوششی است که ازدواج برای دو طرف می آورد و ضعف ها و بدی های آنها را می پوشاند و زخم های آنها را می بندد. درواقع آنجا که محبت و علاقه شکل می گیرد، تو با عیب گویی و باز کردن زخم ها شروع نمی کنی، که با مدارا و درمان و پنهان کردن و پوشاندن آن، از شیوع و گسترش آن جلوگیری می نمایی تا شماتت ها کنترل شود و دور از دشمنی ها و حسادت ها و شماتت ها و تحقیرها، مداوا و درمان صورت پذیرد. قرآن در مورد غیبت از همین عنصر محبت و عشق و ایمان کمک می گیرد و خطاب به مؤمن عاشق می گوید : و لا یغتب بعضکم بعضا أیحب أحدکم أن یأکل لحم أخیه میتا فکرهتموه ( حجرات،12) چگونه یکی از شما گوشت برادر مرده خود را می خورد و از او می کاهد ؟ چگونه با رفتار و حرف ها و اشاره ها او را در دل و چشم دیگران حقیر و ناچیز می نماید...»
- وظایف همسران
« برای رسیدن به آرامش زندگی و هدف سکن و تعادل، بدگویی، بد بینی، بد خواهی و بد رفتاری، مزاحم است. شماتت و خشونت، آتش افروز است. تکرار و تذکر مداوم ملال آور است. برای آرامش، توقع کم، تحمل زیاد می آورد و توجه مناسب دو طرف و پذیرش دو طرف همدلی و همکاری و همراهی و هماهنگی، با هم گره می خورند و در هم می بالند...»
« می پرسند آیا زن و مرد با هم برابر هستند ؟
جواب اینکه در نقش ها زن و مرد با هم برابرند، همه با هم برابریم. ولی در شغل، حتی مردها با هم برابر نیستند، چون، نقش ما بر اساس ترکیب استعدادهای ما و رابطه ی نیروهای ما شکل می گیرد. ولی شغل ما بر اساس اندازه و مقدار استعدادها و تقدیر آنها...با شناخت ارزش و قدر انسان، به شناخت نقش و هدف او پی می بریم. و این نقش ها از ترکیب نیروهای درونی انسان بدست می آید و این ترکیب به تحرک انسان می انجامد و او را در صراط راه می برد. نه سنگ راه می شود و بازیگر – مغضوب علیهم – و نه بازیچه می شود و تماشاچی – ضالین – در نتیجه انسانی که با این بینش و تلقی همراه گردیده در هر عملی و در هر شغلی، این نقش را دنبال می کند و در هر کاری با چنین بینشی همراه است، و در نتیجه این نقش اوست که تعیین کننده شغل او می شود، نه اینکه شغل او و کارهای روزانه اش تعیین کننده نقش او باشند...»

برگزیده ای از کتاب : روابط متکامل زن و مرد
علی صفایی حائری(عین-صاد)
نشر لیلة القدر، تابستان 84، چاپ چهارم
76 صفحه، قیمت : 500 تومان


