تبليغاتX
سپیدار

سپیدار

فکرهای بزرگ در هسته های کوچک

 

رشد روزافزون شهرها و افزايش چشمگير جمعيت در چند قرن گذشته، همراه با انقلاب صنعتي و شكل گيري مدرنيته ، موجب گشت تا بار تمامي پيشرفت ها و راحت طلبي هاي انسان امروز تحت عنوان توسعه بر دوش طبيعت بيافتد. طبيعتي كه سرمايه خداداد انسان بر زمين به حساب آمده و تنها سرچشمه بقا و حيات اوست.

اما و اما كه آدمي آنچنان كه بايد و شايد حق اين نعمت خداداد را به جاي نياورد و با تيغ پيشرفت جسم لطيف آن را پاره پاره ساخت.

اينك اين سيل دمادم مواد شيميايي است كه رودخانه ها را در مي نوردد و پنجه آهنين لودرها و بولدوزرها است كه سينه او را مي شكافد. جنگل ها با باران اسيدي سيراب مي گردد و پوششي از پلاستيك است كه بر جاي چمن سبز پرطراوت مي نشيند. درختان ديگر نه تصویر « سخن پاك »[1] و نه « برادر انسان »[2] كه موجوداتي بي روح و بي جان بودند از براي بريدن و قطعه قطعه شدن.

انسان جاهل، بي خبر از احترام و تواضعي كه اجداد گذشته اش  در برابر اين گهواره زندگي از خود نشان مي دادند، حاضر گشت تا به قيمت برآورده ساختن هوس هاي بي پايان خويش، بر اين سرمايه محدود چوب حراج زده، آن را در بازار مكاره مصرف و مكتب اصالت سود به دست نابودي بسپارد.

بدين گونه تعادل خاك و آب و هوا و آتش – همان عناصر چهارگانه هستي – كه به مدد تبخير و ميعان و انجماد و تصعيد و تجزيه و تركيب و سوختن و انواع فراكنش هاي طبيعي حاصل گشته بود با دخالت هاي نابه جاي آدمي دچار تشويش و اضطراب گشت تا زمين دست ساز بشر، گرم تر از پيش جنگل ها را بسوزاند و هواي پراكسيژن را سرشار از سرب و منوكسيدكربن سازد.

در کنار اين سوختن و ساختن, آب، كه « سرچشمه حيات» است و « درمانگر »[3]،   شايسته آنكه « در جهان مادي مورد نيايش قرار گيرد»[4]   و   « عرش خدا »[5] بر آن قرار دارد، بيش از پيش مورد هجمه و حمله قرار گرفت. چاه ها از پي هم كنده گشت و خاك هاي حاصلخيزي كه براي حضور دوباره ي شان، ميليون ها سال زمان لازم بود, ذره ذره از دست رفت.

بر رودهاي خروشان ديواره هاي بتني قرار گرفت تا مگر اينبار اين ديوارهاي بتني – و نه آسمان از دست رفته – باشند كه تشنگي را از آدمي بزدايند و كام آتشينش را فرو نشانند. زمين هايش را سيراب گردانند و محصولش را از گزند سيل و خشك سالي برهانند.

اما اين پايان كار نبود. ديوارها كه بالا رفت, آتش كينه و نفرت بود كه شعله ور گشت. انسان مدرن در گرماگرم صنعتي شدن, بسياري از رودها و چشمه ها را خشكانده بود و به ناچار آب نامحدود و بي مقدار, اينك ارزش و قيمت يافته، بدل به يك منبع محدود و البته اقتصادي گشته بود،كه علاوه بر آنكه قيمت داشت, ارزش جنگيدن نيز داشت. انساني كه روزي براي طلاي سياه مي جنگيد اينك در آغاز قرن 21 آماده جنگ براي آب است.

بدین گونه بود که طبیعت دیگر نه آیتی از برای تفکر که به ابزاری برای مصرف بدل گشت.انسان مدرن، بر خلاف اجداد سنتی اش، که خود را « بنده خدا » و « خلیفه خدا » بر زمین می دانستند و خدا را در طبیعت، « لای این شب بوها، پای آن کاج بلند » می جستند،  با ابزار تمدن در دست « خون خدایان میریخت » و پیکر طبیعت را می کوبید. شاید تنها مشاهده مرگ صدها نهنگ دریایی و یا سوختن هکتارها جنگل بکر و دست نخورده باشد که فطرت و روح معنوی انسان امروز را – اگر هنوز هم بدان معتقد باشد – به درد می آورد. [6]

هجوم لجام گسيخته مدرنيته به كشور ما موجب گشت تا مردمان ايران زمين علاوه بر مواهب ذاتي آن،  از عوارض حاشيه اي ديگري نيز بهره مند گردند. امروز اگر مردمان کوير يزد در گرماگرم کم آبي پايتخت نشينان, چنين دردي ندارند! به مدد مهندسي بومي سازگار با محيط زيست است – و البته فرهنگ سازگار با کوير - که از گذشتگان به ارث برده اند.

اما در سويي ديگر, كارخانجات صنعتي پساب خويش را در رودخانه ها مي ريزند تا ديگر مجبور به پرداخت هزينه هاي جانبي نباشند. كشاورزان نيز بدون توجه به آثار و لطمات كار خويش، با حفر هزاران حلقه چاه، نابودي بسياري از سفره هاي زيرزميني را سبب مي گردند كه بهترين و پاك ترين آب طبيعت را در خود ذخيره كرده اند.

دور نیست زمانی که به نام پیشرفت و مدرنیته، ابری از دود و دم آسمان آبی تمام شهرهای ایران را بپوشاند. دور نیست زمانی که پایتخت قدیمی ترین سنت فکری جهان – ایران – بدل به پارکینگی از آهن و فولاد گردد. دور نیست زمانی که زیباترین و بکرترین جنگل های شمال ایران، بدل به تخته پاره های سوخته ای گردند از برای دیدن و گریستن.


1) اشاره به آيه 24 سوره ابراهيم :« آيا نديدي خدا چگونه مثل زده : سخني پاك كه مانند درختي پاك است كه ريشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است؟ »

2) اوستا،پژوهش از هاشم رضي،ص 57

3 و 4)  اوستا،پژوهش از هاشم رضي،ص 287

5) قرآن كريم

6) برای توضیح بیشتر رجوع کنید به : « انسان و طبیعت »  نوشته دکتر  سید حسین نصر،

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 12  توسط سپیدار  |